شیخ جام

لغت نامه دهخدا

شیخ جام. [ ش َ خ ِ ] ( اِخ ) لقب احمد جامی. رجوع به احمدبن ابی الحسن بن محمد شود.

جمله سازی با شیخ جام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر به مرتبه جامی به شیخ جام رسد کجا به دور لبش توبه از شراب کند

💡 شیخی چو جام نیست مریدان عشق را خوش آنکه داد دست ارادت به شیخ جام

💡 حافظ مرید جام می است ای صبا برو وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

💡 بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دل آنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت

💡 مرید باده‌فروشم که شیخ جام خود اوست هرآنکه زو مددی خواست جام می‌بخشد

💡 اشعار شیخ جام از نظر عرفانی و معنوی بسیار عمیق هستند و بسیاری از اهل معنا و عارفان از آن‌ها بهره می‌برند.

💡 در کلاس‌های ادبیات کلاسیک، استاد بر اهمیت سبک شعری منحصر به فرد شیخ جام در قرن هشتم تأکید بسیار زیادی کرد.

💡 خوانندگان دیوان شیخ جام می‌توانند در میان سطور آن، تجربیات زیسته و پیوند عمیق میان عاشق و معشوق را احساس کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران