لغت نامه دهخدا
شیبور. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) شیپور. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). شبور. ( برهان ). رجوع به شیپور شود.
شیبور. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) شیپور. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). شبور. ( برهان ). رجوع به شیپور شود.
( اسم ) آلت موسیقی برنجین از سازهای بادی دارای دهانه ای گشاد نفیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک روش غیرصنعتی برای بهدست آوردن نیل سفید که در اروپا استفاده میشد، حل کردن نیل در اوره کهنه بودهاست. همچنین یک عامل شیمیایی سادهتر برای احیا، روی است. یک روش غیر صنعتی دیگر که در ژاپن استفاده میشد که نیل را در خمرههایی گرم نگه میداشتند تا عمل تخمیر توسط باکتریهای گرمادوست بر روی آن انجام شود. بعضی گونههای باکتری با اعمال گوارشی خود، هیدروژن تولید میکنند، که نیل غیر محلول را به نیل سفید محلول تبدیل میکند. رنگرزی خمی به صورت شیبوری (رنگرزی گرهای)، کاسوری، کاتازومه و تسوتسوگاکی انجام میشد.