شکرش

لغت نامه دهخدا

شکرش. [ ش َ رِ ] ( اِ ) به معنی بدنامی باشد. یعنی به چیزهای بد شهرت کردن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ).

فرهنگ فارسی

به معنی بدنامی باشد یعنی به چیز های بد شهرت دارد.

جمله سازی با شکرش

💡 نگاه بر شکرش کردم از سر حسرت بغمزه کرد اشارت که در کمین اینست

💡 چو نیست بر شکرش دسترس تو را جامی به آب دیده و خون جگر گشا روزه

💡 چو نظم کرد مدیحش زبان گهر بارد چو قصد کرد به شکرش دهان شکر خاید

💡 خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند

💡 گهی شکرش در دهان می‌چشید گهی سنبلش در میان می‌کشید

💡 به حقش که گر دیده بر تیغ و کارد نهی، حق شکرش نخواهی گزارد

باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز