لغت نامه دهخدا
شکاکیت. [ ش َک ْ کا کی ی َ ] ( از ع، مص جعلی ) شکاک بودن. شک کردن. منکر حصول علم قطعی بودن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به شکاک و شکاکین شود.
شکاکیت. [ ش َک ْ کا کی ی َ ] ( از ع، مص جعلی ) شکاک بودن. شک کردن. منکر حصول علم قطعی بودن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به شکاک و شکاکین شود.
( مصدر ) ۱ - شکاک بودن شک بودن. ۲ - منکر حصول علم قطعی بودن.
رجوع شود به:شک گرایی
💡 برای احزاب هلندی، گزینه چرخش انتخاب سازش بین سه حزب بود که فقط دو کرسی در پارلمان داشتند: یک کرسی توسط کاندیدای اصلی حفظ شد در حالی که کرسی دوم بین کاندیدای دوم و سوم چرخید. به این ترتیب هر حزب نماینده ای در پارلمان اروپا دارد. سرانجام، هنوز تنوع قابل توجهی در نظرات سبزها خصوصاً بین گرایشهای طرفدار اروپا و گرایش به شکاکیت به اروپا وجود داشت. این عوامل باعث تضعیف موقعیت سبزها در پارلمان شد.
💡 اگر چنین است که ادراک حسی حادثی است که اثر، مولود یا معلول مؤثر یا عامل خارج است - چنین هم هست - دیگر نمیتوان میان این حادث و حادثهای دیگر فرق گذاشت، زیرا همه آنها شیئی خارجی بوده و در حدوث یا پیدایش بعد از عدم یکساناند و اگر بپذیریم که ممکن است حادثی بدون علت پدید آید، باید بپذیریم که همین شکاکیت مطلق است که خود هیوم با آن مخالف است.
💡 از نظر تاریخی تمرکز اصلی حزب بر شکاکیت سرسختانه نسبت به اروپا و فراخواندن به خروج از اتحادیه اروپا بوده گرچه اکنون آن را با سیاستهای ملی گرایانه و از نظر اقتصادی لیبرال آمیختهاست. این حزب در سال ۱۹۹۳ توسط اعضای «اتحادیه ضد فدرالیست» با هدف اصلی تأمین امنیت «خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا» تأسیس شدهاست. این حزب خودش را حزبی «دموکراتیک» و لیبرترین توصیف مینماید.
💡 برخلاف باور همگان مسئلهٔ شکاکیت به اروپا در دولت تاچر در اواخر عمر حکومت وی به واقعیت پیوسته بود. او روابط خوبی با اروپاییها داشت و از ورود بریتانیا به جامعهٔ اقتصادی اروپا در سال ۱۹۷۳ حمایت کرد، در همهپرسی سال ۱۹۷۵ برای رای «آری» مبارزه کرد و قانون واحد اروپایی را در سال ۱۹۸۶ امضا کرد.