شکافش

لغت نامه دهخدا

شکافش. [ ش ِ / ش َ ف ِ ] ( اِمص ) شکافتن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شکافتن شود. || شکافتگی و چاک وشکاف. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

شکافتن یا شکافتگی و چاک و شکاف

جمله سازی با شکافش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به این قدر که «نظیری » سپاس نعمت گفت پری مغز شکافش بر استخوان انداخت

💡 روی زمین مگر همه سینای طور بود از بسکه آه سینه شکافش شراره داشت

💡 در زخم سینه ره کرد تیر زره شکافش وان زخم را تبه کرد مشگ زره مثالش

💡 به از کهف از شرافت هر شکافش هزاران قله همچون کوه قافش

💡 به‌ گام‌ کوه‌نوردش ودیعه برق یمان به سم خاره شکافش نهفته باد شمال

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز