شوهر کردن
مترادفها
ازدواج دادن
متضادها
طلاق دادن، جدا کردن
لغت نامه دهخدا
شوهر کردن. [ ش َ / شُو هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شوی اختیار کردن. زن مردی شدن. دختری به شوی رفتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بشوهری پذیرفتن زن مردی را به عقد نکاح مردی در آمدن ( دختر یا زن ).
جمله سازی با شوهر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شوهر کردن نه کار من بود کاری نه به اختیار من بود