شوبر
لغت نامه دهخدا
شوبر. [ ب ِ] ( اِ ) سوبر. حَرَکة. بِهش. زلنفج. برینس. ( یادداشت مؤلف ). نوعی از بلوط.
شوبر. [ ب َ ] ( اِخ ) نام شهری در مصر. رجوع به شوبری شود.
جمله سازی با شوبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم ای عشق ده مرا پندی گفت ازعقل شوبری چندی
💡 چندین تن از بتیارها در اذهان عمومی به چهرهٔ افسانهای همانند رابین هود تبدیل شدهاند. از معروفترین این قانونشکنان شاندور روژا و مارتسی زولد هر دو از دشت بزرگ مجارستان، یوشکا شوبری از فرادانوب و مارتون ویدروتسکی از ماترا بودند. از بتیارهای دورهٔ مدرن میتوان به آتیلا آمبروش معروف به دزد ویسکی اشاره کرد که کتاب و فیلمی از زندگی او منتشر شدهاست.