شواد

لغت نامه دهخدا

شواد. [ ش َ / ش ُ ] ( اِ ) شوات. شوار. بوقلمون. سرخاب. شوات. ( ناظم الاطباء ):
چو هدهد زمین بوسه دادم بشکر
سخن رنگ دادم چو پر شواد.سوزنی.و رجوع به شوات و شوار شود. || شعله و زبانه آتش. ( ناظم الاطباء ). و ظاهراً در این معنی دگرگون شده شرار است.

فرهنگ فارسی

شوات شوار

جمله سازی با شواد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیرزمین این خانه تاریخی شامل شبستان و شوادون است که بخش شوادون به نگارخانه (گالری هنری) تبدیل شده است. این نگارخانه از جمله نگارخانه‌های دارای مجوز از اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان است که در سال ۹۶ افتتاح شد.

💡 حمام افضل از دو بخش تشکیل شده است. سقف شوادان روی ستون گرد و دو نیم ستون با شیوه تاق و تویزه ایجاد شده و سه نورگیر گرد در آن تعبیه شده است. سقف بخش دوم نیز روی چهار ستون هشت ضلعی و به شیوه طاق و گنبد با هفت نورگیر ساخته شده است.

💡 چون دیده پای تا به سرم تشنه کسی ست دل خون شواد و از بن هر مو چکیده باد

سفرجل یعنی چه؟
سفرجل یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز