شهید شدن

لغت نامه دهخدا

شهید شدن. [ ش َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کشته شدن در راه خدا و در راه خدمت به مدینه. ( ناظم الاطباء ). کشته شدن در راه خدا یا حقیقتی و هدفی مقدس: در این عهد نزدیک ابومنصور... در حدود عراق شهید شد. ( کلیله و دمنه ). مکاید حُسّاد بدان رسید که در دست ناصرالدین شهید شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 357 ).

فرهنگ فارسی

کشته شدن در راه خدا یا حقیقی و هدفی مقدس

جمله سازی با شهید شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همه این جنگ و صلح‌ها آنچه اصالت دارد حفظ مهم‌تر است با از دست دادن مهم، آنجا که درگیری خونین است هدف حفظ اصل اسلام است گرچه با از دست دادن گروهی از مسلمین، حتی شهید شدن حسین و فرزندان و کسانش، که جان اسلام مهم‌تر است و جان حسین مهم، این بایستی فدای آن شود و همین خود تقیه است؛ و آنجا هم که صلح و سکوت است سستی و ضعف نیست، بلکه این خود وسیله دیگری برای حفظ اسلام است.

💡 اولین کار تلویزیونی وی مجموعه سیمرغ در سال ۱۳۷۰ بود. عمده شهرت سید جواد هاشمی بخاطر شهید شدن در مجموعه کارهایش است که به گفته خودش تاکنون ۳۳ بار در فیلم‌هایش شهید شده است.

💡 ولی ما به جز با شهید شدن یا انجام یک امر بزرگ، شخصیتی قهرمان محسوب نمی‌شویم. در مورد دیگران، آنها برای تحقق آمال خود زندگی می‌کنند.

💡 عاشقان را به جز شهید شدن آرزوی دگر نمی‌باشد

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز