شهند
لغت نامه دهخدا
شهند. [ ش َ هََ ] ( اِ ) بهبودی و نیکی. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بهبودی نیکی
جمله سازی با شهند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای ماه اختران تو اندر زمین مهند وی شاه چاکران تو در مملکت شهند
💡 در مقام کشف گر راهت دهند روشنت گردد گدایان چون شهند
💡 رندان راهرو که سه و سیصد و دهند ابدال بی بدیل که پرورده شهند
💡 تو خورشیدی و مه رویان کواکب نکورویان شهند و تو شهنشاه
💡 خار کشانند، اگر چه شهند جز تو که بر گلشن جان عاشقی