شه کلاه

لغت نامه دهخدا

شه کلاه. [ ش َه ْ ک ُ ] ( اِ مرکب ) شاه کلاه. کلاهی مخصوص بزرگان در ایام سلام در خدمت پادشاهی. ( یادداشت مؤلف ):
چوشه کلاه دمی گوش باش وین سخنان
که در حکایت رختست یاد گیر از بر.نظام قاری ( دیوان ص 16 ).آئینی که چشم هیچ عین البقری و گوش هیچ شه کلاهی ندیده و نشنید. ( دیوان نظام قاری ص 152 ).
ز افتادگی وز ره قدر و جاه
همه کفش باشیم و او شه کلاه.نظام قاری ( دیوان ).

فرهنگ فارسی

شاه کلاه کلاهی مخصوص بزرگان در ایام سلام در خدمت پادشاهی.

جمله سازی با شه کلاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زافتادگی و زره قدرو جاه همه کفش باشیم و او شه کلاه

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز