شمردگی
مترادفها
شمارش، شمار
لغت نامه دهخدا
شمردگی. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ / دِ ] ( حامص ) تعداد. شمار. ( ناظم الاطباء ). || وضوح و روشنی در سخن: با شمردگی سخن می گفت. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به شمار شود.
فرهنگ فارسی
تعداد و شمارش یا وضوح روشنی در سخن.
جمله سازی با شمردگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دم را به شمردگی برآور عمر تو دمیست، خوش سرآور
💡 در بحث «عدد و معدود» دربارهٔ واژه «تعداد» است. در «لغتنامه دهخدا» در تعریف این واژه که از عربی گفته شدهاست، میخوانیم: «تعداد مصدر است به معنی عدد (شمردن، شمار کردن). در فارسی امروزین شماره و حساب و شمردگی و شمار». بنابراین در فارسی امروز «تعداد» در معنی عدد به کار میرود.