شعله خیز

لغت نامه دهخدا

شعله خیز. [ ش ُ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) زبانه دار. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به شعله ور شود.

فرهنگ فارسی

۱ - زانه دار. ۲ - تابان درخشان.

جمله سازی با شعله خیز

💡 از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم صد داغ شعله خیز در آن کو گذاشتیم

💡 بمن زیاده ازین چهره شعله خیز مکن چه لازمست که آتش بگوشوار افتد

💡 چند ز دوران چرخ چند ز هجران یار سینه شود شعله خیز، دیده شود اشکبار

💡 فشاند آتشی آشفته باز نظم روانت چگونه آب روان شعله خیز چون شرر آید

💡 با اهل دل سپند به بانگ بلند گفت این دشت شعله خیز چه جای نشستن است

💡 یکی شور است در دل‌ها شررریز شرارش شعله خیز و آتش انگیز

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز