شعله افشان

لغت نامه دهخدا

شعله افشان. [ ش ُ ل َ / ل ِ اَ ] ( نف مرکب ) گستراننده زبانه آتش. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) گستراننده زبانه آتش.

جمله سازی با شعله افشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان خامه ام ای سیدا تا شعله افشان شد به خود چون موی آتشدیده می پیچد عدوی من

💡 زبان از پبند بست و همچو شیران پور شیر حق کشید از قهر تیغ آبدار شعله افشان را

💡 سرانگشتم ز دندان ندامت شعله افشان شد سزای آنکه همچون شمع در هر انجمن رفتم

رساله یعنی چه؟
رساله یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز