شش ساله
مترادفها
۶ ساله
لغت نامه دهخدا
شش ساله. [ ش َ / ش ِ ل َ / ل ِ ] ( ص نسبی ) هر چیز یا هرکس که دارای شش سال باشد. ( ناظم الاطباء ). هرچیز که شش سال بر او گذشته باشد.
فرهنگ فارسی
هر چیز یا هر کس که دارای شش ساله باشد هر چیز که شش سال بر او گذشته باشد.
جمله سازی با شش ساله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اين شش ساله عثمان خلافت و دولت بنى اميه را بنيانگذارى كرد. و بدينسان اولينخليفه سلسله اموى عثمان شد.
💡 پوتین در ۳ ژوئیه ۲۰۲۰ فرمان اجرایی را امضا کرد تا بهطور رسمی اصلاحاتی را در قانون اساسی روسیه انجام دهد که به او اجازه میداد برای دو دوره شش ساله دیگر نامزد شود. این اصلاحات در ۴ ژوئیه ۲۰۲۰ اعمال شد.
💡 خليفه را شش ساله اول، هيچ حاجتى به يارى جستن از حديث براى تاييد سياست خودنبود. و در شش ساله دوم كار دستگاه حاكمه به اندازه اى آشفته شد كه هيچ توانايىبراى اين كار نبود. و مدت حكومت عثمان بدينسان به پايان رسيد.
💡 بر خیز و زین قیاس دو شش سالهای ببین کز حسن او کند دل ماه دو هفته غش
💡 وبگاه توییتر در پایان سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که توییت بیبر در گرامیداشت مرگ الینا روث، کودک شش سالهای که مبتلا به سرطان مغز بود بیشترین تعداد باز توییت را پس از توییت باراک اوباما پس از پیروزی در انتخابات داشتهاست.
💡 آن کودک شش ساله با هوش سرشار و کنجکاوی بیحد و مرز خود، همواره باعث شگفتزده شدن معلمان و دوستانش در مدرسه میشود.
💡 برای آموزش مفاهیم اولیه ریاضی، استفاده از بازیهای تعاملی برای یک کودک شش ساله بسیار موثرتر از روشهای سنتی و خشک آموزشی است.
💡 او در سن شش ساله توانست پیانو را به شکلی بسیار حرفهای بنوازد که باعث شد همه اطرافیانش او را تحسین کنند.