شریم

لغت نامه دهخدا

شریم. [ ش َ ]( ع ص، اِ ) شرم زن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || زن مفضاة که هر دو شرمش یکی شده باشد. ( ناظم الاطباء ). آن زن که راه گذر بول و کودکش یکی شده باشد. ( مهذب الاسماء ). به معنی شروم است. ( منتهی الارب ). رجوع به شریق و شروم شود. || ابزاری مانند اره جهت چوب تراشی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شرم زن یا زن مفضاه که هر دو شرمش یکی شده باشد آن زن که راه گذر بول و کودکش یکی شده باشد.

جمله سازی با شریم

💡 در تاریخ ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۰، دادگاه عالی اسرائیل تجزیه‌جنسیتی عمومی در محله مئا شریم در اورشلیم را غیرقانونی اعلام کرد، به پاسخی به یک درخواستی که پس از حمله بدنی و کلامی افراطی گرایان مذهبی به زنانی که در خیابانی اختصاصی مخصوص مردان قدم می‌گذاشتند، ثبت شده بود.

💡 از باده دوشینت بس بیخبریم ای جان وز شکر شیرینت در شور و شریم ای جان

ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز