شریس
لغت نامه دهخدا
شریس. [ ش َ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. || ( اِمص ) بدخویی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بدسرشتی. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) بدخو. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نفور. بدخلق. بدخو. اشرس. شَرِس ( یادداشت مؤلف ). || بدسرشت. ( ناظم الاطباء ). سخت خلافکار. ( از اقرب الموارد ).
شریس. [ ش َ ] ( معرب، اِ ) مأخوذ از سریش فارسی و به معنی آن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به سریش شود.
فرهنگ فارسی
ماخوذ از سریش فارسی و به معنی آن
جمله سازی با شریس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هالند رهبر سابق حزب دموکرات نیومکزیکو است. شریس دیویدز و هالند اولین دو زن سرخپوست آمریکایی هستند که به کنگره ایالات متحده انتخاب شدهاند.
💡 وی در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که همجنسگراست. و در سال ۲۰۱۷ خود را تراجنسی معرفی کرد و دیگر از نام شریس استفاده نکرد. او در این سال تحت عمل برداشتن پستانها و درمان با تستسترون قرار گرفت.