لغت نامه دهخدا
شخیت. [ ش َ / ش ِخ خی ] ( ع ص ) نعت از شخت به معنی باریک اندام. ( از منتهی الارب ). || غبار بالابرآمده. ( منتهی الارب ). شِخْتیت.
شخیت. [ ش َ / ش ِخ خی ] ( ع ص ) نعت از شخت به معنی باریک اندام. ( از منتهی الارب ). || غبار بالابرآمده. ( منتهی الارب ). شِخْتیت.
نعت از شخت بمعنی باریک اندام یا غبار بالا بر آمده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عزت اله انتظامی دربارهٔ این نمایش گفته است: «مهمترین ویژگی این اثر پیام اثر بود که بسیار واضح روزگاری که ما در آن زندگی میکنیم را به نمایش درآورد و چالشهای میان روشنفکران و حکومتها را به نمایش گذاشت و من به نوبه خود بسیار از تفکر حاضر در اثر و شیوه اجرایش لذت بردم.» او همچنین ساختار نمایش را ستوده و دربارهٔ بازی رضا فیاضی و بیژن امکانیان در این نمایش گفت «توانستهاند ظرفیتهای شخیتهای نمایش را شناسایی کنند و به اجرا در آورند.»