شحص

لغت نامه دهخدا

شحص. [ ش َ / ش َ ح َ] ( ع ص، اِ ) گوسپند و جز آن که از شیر بازایستد. واحد و جمع در آن یکی است، گویند: ناقة شحص و نوق شحص شحصاء. ( منتهی الارب ). شحاصة. شَحَصَة. ( منتهی الارب ). || گوسپند فربه وآنکه گاهی نر بر او نجهیده باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گوسپند ناباردار. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج، اشحاص، اَشحُص، شِحاص، شِحص. به لفظ واحد و شَحَصات و شَحص. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).
شحص. [ ش َ ح َ ] ( ع ص، اِ ) شَحص.رجوع به شحص شود. || مال پست و کم بها. ( از ذیل اقرب الموارد ). || ج ِ شَحص. || ظبیة شحص؛ آهوی لاغر. ( از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شحص یا مال پست و کم بها

جمله سازی با شحص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آيا اين همه روايت، نقلقول و شاهد براى اثبات وجود و ولادت يك شحص كافى نيست ؟ در غير اين صورت بايددر همه رويدادهاى گذشته، شخصيت هاى علمى و تاريخى و آنچه گذشته هاى دور ونزديك اتفاق افتاده است شك كنيم. يعنى وضعيتى كه در آن هيچ چيز پابرجا نخواهد ماند.

💡 «نیروهای ضد شورش و لباس شحصی روز هفتم تیر من و تعدادی از دستگیرشدگان را سوار بر ون‌هایی به ساختمانی در اطراف میدان نوبنیاد بردند و به آزار جسمی و روحی ما پرداختند. برخی از دستگیرشدگان را در همان بعد از ظهر به زندان اوین منتقل کردند اما من و بقیه را آزاد کردند. ترانه در میان ما بود. او دختری زیبا، خوش‌اندام و شیک‌پوش بود و بازجویی‌اش از همه بیشتر طول کشید. چشم‌هایش سبز بود. من و تعدادی را همان شب آزاد کردند و تعدادی را نیز پیش از آزادی ما به جاهای دیگری فرستادند. اما نیروهای لباس شخصی ترانه را همان‌جا نگه داشتند و حتی به او اجازه ندادند تا با مادرش تماس بگیرد.»

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز