شتر کره

لغت نامه دهخدا

شترکره. [ ش ُ ت ُ ک ُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) بچه شتر. ( آنندراج ). شتربچه. ( ناظم الاطباء ). کره شتر. صقب. ( منتهی الارب ). رجوع به اشترکره شود:
شترکره با مادر خویش گفت
پس از رفتن آخر زمانی بخفت.سعدی.ابن اللبون؛ شترکره دوساله. ( منتهی الارب ). سَقب؛ شترکره.شترکره نوزاد یا شترکره نر. فصیل مِلسَد؛ شترکره ٔبسیار مکنده شیر مادر را. ( منتهی الارب ). رجوع به شتربچه شود. || موجه دریا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بچه شتر کره شتر صقب

جمله سازی با شتر کره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توسن من چو گرم سیر شود آن شتر کره قزعمل کیست

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز