شباه

لغت نامه دهخدا

شباه. [ ش َب ْ با ] ( ع ص ) برنج گر.( دهار ) ( مهذب الاسماء ). ج، شباهون. ( مهذب الاسماء ).
شباه. [ ش َ ] ( ع اِ ) دانه ای است مانند تخم اسپندان. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). دانه ای است مانند حب رشاد. ( اقرب الموارد ).
شبأه. [ ش َ اَ ] ( ع اِ ) پره قفل. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). جزوی از قفل را گویند که قفل را بدان محکم سازند. ( فرهنگ جهانگیری ). رجوع به پره در این معنی شود.

فرهنگ فارسی

پره قفل جزوی از قفل را گویند که قفل را بدان محکم سازند.

جمله سازی با شباه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو ابر خون ز بصر باری و نمیدانی که جان ما را در بحر قلزم است شباه

💡 بهائیان عیسی را یکی از مظاهر ظهور — واسطهٔ میان خدا و انسان که پیام او را منتقل می‌کنند—می‌دانند. مظهر ظهور در بهائیت به شباهات میان انسان و خدا تأکید دارد و نتیجتاً، به تجسم در مسیحیت شبیه است. در تفکرات بهائی، عیسی به عنوان پسر خدا پذیرفته شده‌است. علی‌رغم این، تجلی «ذات وصف‌ناپذیر» الهی در یک انسان را به دلیل باورشان به «ذات متعالی و همیشه‌حاضر خدا» رد می‌کنند.

خلقت ادم یعنی چه؟
خلقت ادم یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز