شب باش
لغت نامه دهخدا
شب باش. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) منزل و جایگاه شب و محل آسایش در شب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
منزل و جایگاه شب و محل آسایش در شب
جمله سازی با شب باش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از شر بگریز یار شب باش کاندر سر شب نهند شب پوش
💡 چند با نیرنگ و دستان، روز و شب باشی قرین چند از فرهنگ و دانش، گاه و گه جویی کران
💡 روز و شب باشی چو شیطان حیله گر تا که وجه جامهٔ آری به بر
💡 تا کجا در روز و شب باشی اسیر رمز وقت از «لی مع الله» یاد گیر
💡 گریزان چو باشی به شب باش و بس که تا بر پی از پس نیایدت کس
💡 «خدا به آمریکا برکت بدهد» شکل یک نیایش (با اشعار ابتدایی اشاره کرد که «ما که صدای خود را، در نیایشی جدی بلند میکنیم») با برکت خدا و صلح برای ملت («... در کنار او بایست و راهنمای او در طول شب باش..») را به خود میگیرد.