شایک
لغت نامه دهخدا
شایک. [ ی ِ ] ( ع ص ) مأخوذ از شائک تازی. درخت و گیاه خاردار. ( از شمس اللغات ) ( ناظم الاطباء ). || تمام سلاح. ( دهار ). زیناوند. مرد قوی سلاح و با سلاح تیز. ( از ناظم الاطباء ) ( از شمس اللغات ). رجوع به شائک و شاک السلاح شود.
شایک. [ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. دارای 107 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و شلغم است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
خادار
ماخوذ از شائک تازی درخت و گیاه خار دار.
جمله سازی با شایک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای کمپین ۲۰۱۷ ماریو تستینو از ورزشکار سابق صرب، آنا ایوانوویچ، نویسنده غذا، الا میلز، مدل ایرینا شایک و بازیگر داکوتا جانسون عکاسی کرد.
💡 نثار حضرت او کردم امتثالش را ز گنج خاطر خود گنج شایکان گوهر
💡 کوپر از سوی رسانهها بهعنوان یکی از نمادهای جذابیت شناخته شده و مجلهٔ پیپل در سال ۲۰۱۱ او را «جذابترین مرد زنده» نامید. او از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ با بازیگر جنیفر اسپوزیتو ازدواج کرده بود و از رابطهاش با مدل روسی ایرینا شایک صاحب یک دختر شدهاست.
💡 چو عمرت ارچه سخن شد دراز هم باقیست بعذر قافیه کش داد شایکان زلات
💡 کوپر از آوریل ۲۰۱۵ تا ژوئن ۲۰۱۹ با مدل روسی ایرینا شایک رابطه داشت و دخترشان در مارس ۲۰۱۷ به دنیا آمد.