شاکیه

لغت نامه دهخدا

( شاکیة ) شاکیة. [ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث شاکی. دادخواه. رجوع به شاکی شود. || مرد با سلاح و تیز: رجل شاکیةالسلاح. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مرد با زین افزار جنگ. زیناوند. تمام سلاح. غرق در یکصد و چهارده پارچه سلاح رزم. رجوع به شاکی السلاح شود.
شاکیة. [ شاک ْ کی ی َ ] ( اِخ ) از فرق مشبهه شیعه. رجوع به خطط ج 2 ص 170 و خاندان نوبختی ص 258شود.

فرهنگ فارسی

از فرق مشبهه شیعه

جمله سازی با شاکیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فصل نسبتاً کوتاه ۴، شینران با نوشته‌هایی دربارهٔ طبیعت آمیتابه به‌عنوان خود شاکیه مونی شروع می‌کند، و این‌که کسانی که به شین‌جین می‌رسند از نیروانا مطمئن هستند. نقل‌قول ابتدای فصل قابل توجه است:

💡 شاکیه مونی (سانسکریت: धर्म काय)، دارماکایا یکی از سه‌کالبد بودا در بودیسم مهایانه است. دارماکایا جنبه آشکار و «غیرقابل تصور» (acintya) بودا را تشکیل می‌دهد که بوداها از آن سرچشمه می‌گیرند و پس از انحلال به آن بازمی‌گردند. بوداهای مظاهر دارماکایا به نام نیرماناکایا، «بدن دگرگونی» هستند.

💡 ماره میراننده بازنمایِ نیروی شرّی معنوی است که شاکیه‌مونی بودا به خوبی از رویارویی و غلبه بر آن آگاه بود. ماره فریبکار، به دو صورت شهوت و مرگ، دشمن همزادِ همه کسانی است که می‌کوشند به وضع ساکن و بی‌مرگ نیروانه نایل شوند. باید توجه داشت که چیرگی قطعی بر ماره، در هر سطح معنوی یا عامه‌پسند، عنصر جدایی‌ناپذیر این اسطوره است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز