خشک ریزه

لغت نامه دهخدا

خشک ریزه. [ خ ُ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) حصف. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به خشک رنده شود.

فرهنگ فارسی

حصف

جمله سازی با خشک ریزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دیده‌ام چو نهی پای آن‌قدر بفشار که اشکم از مژه با ریزه‌استخوان بچکد

💡 همامشن‌ها در استان ریزه، در نواحی پازار، کایلی مپاوری، آرتاشن و فیندیکلی مسلمان سنی مذهب هستند.

💡 همجو مورند از پی خونم میان بر بسته باز ریزه های خوان طبع من چو موران می برند

💡 ریزه چینان قناعت پرده دار آفتند خرمن خود را نهان در زیر بال مور دار

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به بورسااسپور، چای‌کار ریزه‌اسپور، باشگاه ورزشی زمالک، اشاره کرد.

💡 سد حوضیان که در یک کیلومتری شهرستان الیگودرز و بر روی رودخانه حوضیان قرار دارد از نوع سدهای خاکی سنگ ریزه‌ای با هستهٔ رسی است.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز