صدایی
مترادفها
صدا، نوا، آهنگ، طنین، نغمه
ویکی واژه
صدا - یی
← صداییک
متعلق به حس شنوایی، یا موجهای صدا.
صداییک
جمله سازی با صدایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مسجد اگر مست سماعم، عجبی نیست خورده ست به گوشم، ز خرابات صدایی
💡 از هوا در گنبد سرها صدایی افکند تا به حکمت مشت خاکی را بگفتار آورد
💡 لاله و گل بس که لبریزند از صهبای رنگ در شکستن هم صدایی سر نزد زین جامها
💡 هر صدایی که به گوشش رسد از جای رود بس که جان گوش بر آواز الست است اینجا
💡 فقدان سوم در آکورد باعث ایجاد صدای باز میشود و این در حالی است که وجود «پنجم با چهارم» یا «دوم با پایه» در کنار هم، دارای صدایی نامطبوع و تنشزا است.
💡 در این دوران ز میخواران صدایی برنمیآید چو چشم شیشه می تنگ گردیدست مشربها