شاهنشاهیان

مترادف‌ها

شاهنشاهیان، پادشاهان

متضادها

رعیت‌ها

لغت نامه دهخدا

شاهنشاهیان. [ هََ ] ( اِخ ) لقبی ظاهراً آل بویه را: یکی از شاهنشاهیان با بسیار مردم دل انگیز قصد ری کرد و مقدم ایشان که از آل بویه بود... ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 37 ).

جمله سازی با شاهنشاهیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و در این روزها نامه‌ها رسید از ری که «چون رکاب‌عالی‌ حرکت کرد، یکی از شاهنشاهیان‌ با بسیار مردم دل‌انگیز قصد ری کردند تا به فساد مشغول شوند.

💡 در دوران باستان، زندگی شاهنشاهیان با تجملات بی‌حد و حصر، جشن‌های پرزرق‌وبرق و ساخت بناهای عظیم تاریخی که هنوز پابرجاست، گره خورده بود.

💡 باستان‌شناسان در حفاری‌های اخیر، اشیای قیمتی و جواهرات بسیار نایابی را پیدا کردند که متعلق به دوران حکومت شاهنشاهیان بزرگ در قلمرو ایران باستان بود.

💡 تاریخ هنر نشان می‌دهد که سبک معماری کاخ‌های باشکوه، تحت تأثیر مستقیم سلیقه و قدرت شاهنشاهیان قدرتمند در امپراتوری‌های بزرگ جهان قرار داشته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران