لغت نامه دهخدا
شابع. [ ب ِ ] ( ع ص ) سیر و جز در شعر شنیده نشده و در نثر بکار بردن آن جائز نیست. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). سیر ضد گرسنه. ( ناظم الاطباء ).
شابع. [ ب ِ ] ( ع ص ) سیر و جز در شعر شنیده نشده و در نثر بکار بردن آن جائز نیست. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). سیر ضد گرسنه. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر در رسوبات دریایی تشکیل شده و متعلق به دوران پالئوزوئیک هستند در سنگهای دوره کامبرین و اردویسین نیز شابع بوده؛ و بیش از %۳۰ آنها شناسایی شدهاست.