«سیهپستان» در زبان فارسی کهن یک ترکیب وصفی است که در متون لغوی و ادبی معانی گوناگونی برای آن ذکر شده و بیشتر به صورت توصیفی و گاه نمادین به کار رفته است. در لغتنامههایی مانند دهخدا و برهان، یکی از معانی آن به زنی نسبت داده شده که فرزندش زنده نمیماند یا کودکانی که او شیر میدهد دچار مرگ میشوند، و این معنا بازتابی از باورهای قدیمی و غیرعلمی درباره سرنوشت و شومانگاری بوده است. در همین منابع، گاهی این واژه برای اشاره به زنی به کار رفته که به دلیل شرایط خاص، کودکان خود را از دست میدهد و این امر به صورت یک صفت توصیفی و نه یک واقعیت پزشکی بیان شده است. در برخی کاربردهای دیگر، «سیهپستان» به معنای زنی با پستانهای تیرهرنگ نیز آمده است که بیشتر یک توصیف ظاهری بوده و جنبه زبانی و تصویری داشته است. در فرهنگهای فارسی، معنای دیگری نیز برای آن ذکر شده که به زنی اشاره دارد که در مراقبت و تربیت کودک خود کوتاهی میکند و این تعبیر بیشتر جنبه اخلاقی و کنایی دارد. این واژه در متون ادبی کلاسیک نیز به کار رفته و گاهی برای ایجاد تصویرهای استعاری و اغراقآمیز در شعر استفاده شده است. در برخی ابیات شاعران قدیم، این اصطلاح در کنار توصیفهای نمادین دیگر آمده تا حالتی از اندوه، شومی یا سختی را منتقل کند. باید توجه داشت که بسیاری از این معانی بازتاب باورهای فرهنگی و پزشکی قدیم هستند و با دانش امروزی قابل تأیید نیستند. امروزه این واژه در زبان معیار کاربرد ندارد و بیشتر به عنوان یک مدخل لغوی و تاریخی در فرهنگها باقی مانده است. در مجموع، «سیهپستان» ترکیبی قدیمی با معانی متنوع توصیفی، استعاری و باورمحور است که در متون کهن فارسی برای اشاره به حالات مختلف زنان به کار میرفته است.
سیه پستان
لغت نامه دهخدا
سیه پستان. [ ی َه ْ پ ِ ] ( ص مرکب ) زنی را گویند که فرزند او نماند و زنی را نیز گویند که هر طفل را که او شیر دهد بمیرد. ( برهان ) ( آنندراج ):
از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد
این زال سپیدابرو وین مام سیه پستان.خاقانی.
فرهنگ عمید
= سیاه پستان
فرهنگ فارسی
۱ - زنی که پستانش سیاه رنگ باشد. ۲ - زنی که کودک خود را مراقبت و تربیت نکند. ۳ - زنی که هر کودک شیر او را بخورد بمیرد.
رنی را گویند که فرزند او نماند و زنی را نیز گویند که هر طفل را که او شیر دهد بمیرد.
جمله سازی با سیه پستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بکرست این عجوز سیه پستان بکرست زن چو بدهی عنین را
💡 کرده از بهر طفل بیفرمان مادر طبع را سیه پستان
💡 از خونِ دل طفلان سرخاب رخ آمیزد این زال سپید ابرو این مامِ سیه پستان