سیه مویی

مترادف‌ها

سیاه مو، سیاه‌مو

لغت نامه دهخدا

سیه مویی. [ ی َه ْ ] ( حامص مرکب ) موی سیاه داشتن:
از جوانی بود سیه مویی
وز سیاهی بود جوان رویی.نظامی.سیه مویی جوان را غم زداید
که در چشم سیاهان غم نیاید.نظامی.

فرهنگ فارسی

موی سیاه داشتن

جمله سازی با سیه مویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سیه مویی از من چو برتافت روی تو نیز از دل من سیاهی بشوی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران