لغت نامه دهخدا
سیه درون. [ ی َه ْ دَ ] ( ص مرکب ) سیه دل. بدخواه. ( ناظم الاطباء ). سیه دل. تاریک دل. سیه جگر. رجوع به سیه دل و سیاه دل شود.
سیه درون. [ ی َه ْ دَ ] ( ص مرکب ) سیه دل. بدخواه. ( ناظم الاطباء ). سیه دل. تاریک دل. سیه جگر. رجوع به سیه دل و سیاه دل شود.
سیه دل و بدخواه. سیه دل تاریک دل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآر تیغ وبکش این سیه درونان را که خون لاله کسی از صبا نمی خواهد
💡 چند ای سیه درون خود آرا درین بساط پنهان کنی به بال و پر خویش پای را؟
💡 اسلامم از تو خفت به خون راستی چرا چندین سیه درون و کژ آیین وکافری
💡 کو صبر که داد بیدلان را از چرخ سیه درون بگیرد
💡 پیداست زین کژی و سیاهی که مو به مو چون هر سیه درون کژ آیین ستمگری
💡 ای دوست، دزد حاجب و دربان نمیشود گرگ سیه درون، سگ چوپان نمیشود