سیه جگر
مترادفها
سنگدل، بیرحم، بدجنس
لغت نامه دهخدا
سیه جگر. [ ی َه ْ ج ِ گ َ ] ( ص مرکب ) غمگین. سیاه درون:
همچو آئینه از نفاق درون
تازه روی و سیه جگر مائیم.خاقانی.
فرهنگ فارسی
غمگین سیاه درونه
جمله سازی با سیه جگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچو آیینه از نفاق درون تازه روی و سیه جگر ماییم
💡 در برخی متون ادبی قدیمی، از واژه سیه جگر برای توصیف ویژگیهای ظاهری یا ویژگیهای شخصیتی خاصی در شخصیتهای داستان استفاده شده است.
💡 او که در میان دوستانش به دلیل ویژگیهای خاصش به سیه جگر معروف شده بود، همیشه با مهربانی و صمیمیت با همه رفتار میکرد.
💡 استفاده از تعابیر قدیمی مانند سیه جگر در شعرهای کلاسیک، به متن ادبی غنای بیشتری بخشیده و فضای نوستالژیک و سنتی به اثر میدهد.