لغت نامه دهخدا
سینین. ( ع اِ ) ج ِ سینینیة، درختی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به سینینیة شود.
سینین. ( ع اِ ) ج ِ سینینیة، درختی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به سینینیة شود.
جمع سینینیه. و آن درختی است
رجوع شود به:سینا، کوه
[ویکی الکتاب] معنی سِینِینَ: سینا - سرزمین سینا(سرزمینی که کوه طور که محل مناجات حضرت موسی (علی نبینا و علیه السلام ) با خدای تعالی بود در آن واقع است)
ریشه کلمه:
سینین (۱ بار)
«سینینَ» را بعضی جمع «سینه» به معنای «درخت» دانسته اند، و با توجّه به این که «طور» به معنای «کوه» است، مفهوم آن کوه پر درخت می شود. بعضی نیز گفته اند: «سینین» اسم زمینی است که آن کوه بر آن قرار دارد. بعضی نیز گفته اند: «سینین» به معنای پر برکت و زیبا است، و لغتی است به زبان اهل حبشه (روح المعانی، جلد 30، صفحه 173).
💡 از برای قرب جدش قاب قوسین راست کرد گرز بهر قرب موسی طور سینین آفرید
💡 هم از قصر جلال او بود عرش برین برجی هم از طور جمال او فروغی طور سینین شد
💡 ای دشمن جان و جان شیرین که توی نور موسی و طور سینین که توی
💡 تین و زیتون ببین در این باغ وان شهر امین و طور سینین
💡 ز اشکست تجلی فضل دارد میان کوهها آن طور سینین