سیماب در گوش
لغت نامه دهخدا
سیماب در گوش. [ دَ ] ( ص مرکب ) کنایه از کسی است که گوش او کر باشد. ( برهان ). کنایه از کسی که آواز نشنود یعنی کر باشد. ( غیاث ). ناشنوا. کر.( فرهنگ رشیدی ). کنایه از گران گوش و کر و ناشنوا. ( آنندراج ). || ( حامص مرکب ) سیماب در گوشی. ناشنوایی. کری. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی که گوش او کر باشد. ۲ - ناشنوایی کری.
جمله سازی با سیماب در گوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر ره جوابیش چون سیم داد که سیماب در گوش نتوان نهاد