لغت نامه دهخدا
سیم پا. [ س ِ ی ُ ] ( اِ مرکب )کنایه از آلت مردی. شرم مرد. ( فرهنگ فارسی معین ).
سیم پا. [ س ِ ی ُ ] ( اِ مرکب )کنایه از آلت مردی. شرم مرد. ( فرهنگ فارسی معین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی چامهگوی و یکی چنگزن سیم پای کوبد شکن بر شکن
💡 آمد آن بیخود دگر روز سیم پا و سر در راه عشقش کرده گم
💡 خط تو بر خد تو چو بر سیم پای مور زلف تو بر رخ تو چو بَر مِی پَرِ غُراب