سیصدمین
مترادفها
سیصد و سی ام
لغت نامه دهخدا
سیصدمین. [ ص َ دُ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) در مرحله سیصدم. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سیصد شود.
جمله سازی با سیصدمین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سیصدمین شمارهاش در هفتهٔ دوم مهر ۱۳۹۵ میباشد و عضو «خانهٔ مطبوعات خراسان رضوی» است.
💡 محققان تاریخی پس از سالها جستجو و تحقیق، موفق شدند در نهایت سیصدمین صفحه از آن نسخه خطی بسیار قدیمی و ارزشمند را پیدا کنند.
💡 در مراسم سالگرد بزرگ، سیصدمین نفر که وارد تالار شد، ناگهان متوجه شد که تمام مهمانان منتظر سخنرانی او برای شروع مراسم رسمی هستند.
💡 نویسنده در فصل پایانی کتاب خود، به سیصدمین واقعه مهم تاریخ معاصر اشاره کرده است که تأثیرات عمیقی بر ساختار سیاسی منطقه گذاشته بود.