لغت نامه دهخدا
سیرین. ( ص نسبی ) طعامی که دارای سیر باشد. ( ناظم الاطباء ).
سیرین. ( ص نسبی ) طعامی که دارای سیر باشد. ( ناظم الاطباء ).
طعامی که دارای سیر باشد
اسم: سیرین (پسر) (عربی) (تلفظ: sirin) (فارسی: سيرين) (انگلیسی: sirin)
معنی: یکی از اصحاب پیامبر اسلام ( ص )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن سیرین گوید که سخن فراخ تر از آنست که کسی را بدروغ حاجت بود گویند هیچ بازرگان که صدق کار فرماید در معامله هرگز درویش نشود.
💡 کسی ازین مردمان گوید هرگز کسی ندیده ام رجاء او این امّت را بزرگتر و بیم او بر تن خویش به نیروتر از ابن سیرین.
💡 گفت: «هیچ آدمی را ندیدم در این امّت، امیدوارتر به خدای -تعالی- و ترسناک تر از ابن سیرین، رحمه الله علیه».
💡 رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه وعده داده افرادی از نیروهای امنیتی را که از زور استفاده کردهاند، تنبیه میکند. این در حالی است که سیرین اونال، معاون حزب عدالت و توسعه، در اظهارنظری در شبکه توئیتر از واکنش تند پلیس به تظاهرکنندگان پشتیبانی کردهاست.
💡 محمد بن سیرین را از حال کسی گفتند که هر گاهش قرآن فرومیخوانند بیهوش شود.
💡 هر کس که بخواب اندر دیدست خیال تو تعبیر چنین آرد او را پسر سیرین