سیاه خیمه

لغت نامه دهخدا

سیاه خیمه. [ خ َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) رجوع به سیاه خانه شود.

جمله سازی با سیاه خیمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپیده خیمه سیمین فراشت بر کهسار ز هم گسست طناب سیاه خیمه شب

💡 سیاه خیمه لیلی است پیش اهل جنون دلی که سرمه ز برق نگاه می گردد

💡 از بخت تیره روز نداریم شکوه ای زیر سیاه خیمه لیلی نشسته ایم

💡 نفس چو برق زند بر سیاه خیمه حرف اگر ز تیغ عدو سوز او سخن رانم

💡 کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟ سیاه خیمه لیلی ز آه مجنون است

💡 صائب بس است فکر خط و خال گلرخان تا کی سیاه خیمه سودا شود کسی؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران