لغت نامه دهخدا
سپنج سرا. [ س ِ پ َ س َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از دنیا است:
هرکه آید در این سپنج سرا
بایدش باز رفتن از سر پای.نظامی.رجوع به سپنج شود.
سپنج سرا. [ س ِ پ َ س َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از دنیا است:
هرکه آید در این سپنج سرا
بایدش باز رفتن از سر پای.نظامی.رجوع به سپنج شود.
۱. سرای سپنج، سرای سپنجی.
۲. [مجاز] دنیا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک تن از آن خسروان نمانده به جا جمله برفتند از این سپنج سرا
💡 باشد او را در این سپنج سرای زندگانی و زندگی به خدای
💡 خامه ام قصر خلد کرد بنا کس چه داند، درین سپنج سرا
💡 نیک و بد دان در این سپنج سرای جفت بد دست یار ناهمتای
💡 به پنج نوبت احمد درین سپنج سرای به چار بالش عیسی برین بلند مکان