لغت نامه دهخدا
سپس تر. [ س ِ پ َ ت َ ] ( ص تفضیلی، ق مرکب ) پستر و عقب تر و دورتر. ( ناظم الاطباء ). کمی بعد. بعدتر: و آن داروهای تلخ است، بعضی گرم است و بعضی سرد و سپس تر یاد کرده آید. ( ذخیره ٔخوارزمشاهی ). و فرق میان ذات الجنب و ذات الکبد سپس تریاد کرده آید. ( ذخیره خوارزمشاهی ). علاج قی در گفتار دهم که علاج معده است یاد آمده است و علاج اسهال سپس تر در جایگاهش یاد کرده آید. ( ذخیره خوارزمشاهی ).