متناکر

مترادف‌ها

متضاد، ناهمخوان، در تناقض

متضادها

هماهنگ، سازگار

لغت نامه دهخدا

متناکر. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) خویشتن را نادان نماینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که خویشتن را نادان مینمایاند. ( ناظم الاطباء ). || ناشناخته آورنده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || با همدیگر دشمنی ورزنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تناکر شود.

جمله سازی با متناکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اظهارات جدید شاهد در دادگاه با گفته‌های قبلی او کاملاً متناکر بود و باعث شد که قاضی در مورد صحت تمام ادعاهای وی شک کند.

💡 ما با دو نظریه علمی کاملاً متناکر روبرو هستیم که هر کدام از دیدگاه متفاوتی به بررسی پدیده‌های بسیار عجیب فیزیکی در دنیای بزرگ می‌پردازند.

💡 او همیشه ادعا می‌کند که به محیط زیست اهمیت می‌دهد، اما رفتارهای متناکر او در مصرف محصولات پلاستیکی، حقیقت واقعی گفته‌هایش را زیر سوال می‌برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران