لغت نامه دهخدا
سپاه ترک. [ س ِ هَِ ت ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از روشنی آفتاب. ( مجموعه مترادفات ص 178 ).
سپاه ترک. [ س ِ هَِ ت ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از روشنی آفتاب. ( مجموعه مترادفات ص 178 ).
کنایه از روشنی آفتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین تزلزل کز سپاه ترک در هند اوفتاد ریخت از بتخانه ها بت همچو برگ از شاخسار
💡 دشت ارّان از سپاه ترک پر قرب یکمه میگذشت از آب کر
💡 در سال ۵۸۸ میلادی، یک ارتش بزرگ متشکل از نیروهای هپتالی و ترک به استان هرو ساسانی (به مرکزیت هرات امروزی) حمله کردند. بهرام چوبین که یک نابغه نظامی بود به فرماندهی ارتش دوازده هزار نفره منصوب شد و توانست سپاه ترکان را شکست دهد و فرمانده آنان ساوه شاه (همچنین ساوا یا صبا شاه در منابع ساسانی) را بکشد..