لغت نامه دهخدا
سوی زن. [ زَ ] ( اِ ) سوزن باشد که بدان چیزها دوزند. ( آنندراج ) ( برهان ). سوزن. ( ناظم الاطباء ).
سوی زن. [ زَ ] ( اِ ) سوزن باشد که بدان چیزها دوزند. ( آنندراج ) ( برهان ). سوزن. ( ناظم الاطباء ).
سوزن باشد که بدان چیزها دوزند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زن ز شوهر ببرد چون به تو آسیب زند مرد چون روی تو بیند سوی زن مینرود
💡 پس از دو دهه، زنان موفق به برگزاری مراسم علنی هشت مارس در شهر کتاب تهران شدند. این برنامه از سوی زنان سکولار شرکتکننده در محافل خانگی و برخی زنان ناشر برگزار شد.
💡 در بازیهای غرب آسیایی ۲۰۰۶ نیز برگزارکنندگان پوشیدن شورتهای بیکینی را از سوی زنان ورزشکار ممنوع کردند و از ایشان خواستند که شورتهای بلندتری به تن کنند.
💡 زنان را نبود از سوزن به سر نه مرد را پس گر بماند سوزنی با تو هنوز از سوی زن باشی
💡 بنابر گزارش لوموند اتهامات مستندی در مورد ۲۰ رخداد دربارهٔ شلیک سربازان اسرائیلی به سوی زنان و کودکان فلسطینی که پرچم سفید با خود به همراه داشتهاند مطرح شدهاست.