سوهانگر

لغت نامه دهخدا

سوهانگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) صاقل. صیقل کننده. آنکه آهن و جز آن را بسوهان کند.

فرهنگ عمید

سوهان کار.

جمله سازی با سوهانگر

💡 دلبر سوهانگر من خویش را پابست کرد زین هنر خود را به پیش عاشقان سرپست کرد

💡 مرد کاسب کز مشقت می کند کف را درشت بهر ناهمواری نفس دغل سوهانگر است

💡 آمد و رفت نفس پیوسته در سوهانگری است چند بی اندامی ای دل، خویش را هموار کمن

سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز