لغت نامه دهخدا
سوخت پاش. ( نف مرکب، اِ مرکب ) برای پراکنده کردن نفت و بنزین در ماشین در فرهنگستان بجای ژیکلور پذیرفته شده است. ( فرهنگستان ).
سوخت پاش. ( نف مرکب، اِ مرکب ) برای پراکنده کردن نفت و بنزین در ماشین در فرهنگستان بجای ژیکلور پذیرفته شده است. ( فرهنگستان ).
لولۀ فلزی در دستگاه کاربراتور که بنزین از آن رد می شود، ژکیلور.
( صفت ) آلتی برای پراکنده کردن نفت و بنزین در ماشینها ژیکلور. توضیح این کلمه رواج نیافته و همان ژیکلور متداول است.
{fuel injector , injection pump} [حمل ونقل هوایی، علوم نظامی] پمپ موتورگرد پرفشاری که سوخت را با فشار زیاد به محفظۀ احتراق وارد می کند
💡 هوای فشرده به سمت محفظه احتراق رانده شده و بعد از تزریق سوخت توسط سوخت پاشها (انژکتورها)، به دمای بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ سانتیگراد میرسد. این بخش را با آلیاژی مقاوم در برابر دمای (دمای حاصل از احتراق) و فشار بالا میپوشانند.