لغت نامه دهخدا
( سوخت آما ) سوخت آما. ( نف مرکب، اِ مرکب ) بجای کربوراتور پذیرفته شده است. ( فرهنگستان ).
( سوخت آما ) سوخت آما. ( نف مرکب، اِ مرکب ) بجای کربوراتور پذیرفته شده است. ( فرهنگستان ).
( سوخت آما ) آلتی که سوخت ماشین را با هوا مخلوط و برای سوختن آماده می کند، کاربراتور.
( سوخت آما ) ( صفت ) کاربوراتور. توضیح این کلمه رواج نیافته و به جای آن همان کاربوراتور مستعمل است.
بجای کربوراتور پذیرفته شده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رحم کن بر حال محرومی که مانند سپند سوخت اما نالهای پیغام نتوانست کرد
💡 چون آه هوس هرزه دوی ریشهٔ ما سوخت اما ز دل سوخته گاهی ندمیدیم
💡 پر پروانه از شمع محبت سوخت اما من سراپا خویش را از پرتو این شمع پر کردم
💡 ز خون خوردن دمی بی غم نمی زد ز غم می سوخت اما دم نمی زد
💡 رنگ طاقت سوخت اما وحشت آغازم هنوز چشم بر خاکستر بال است پروازم هنوز