سواقط

لغت نامه دهخدا

سواقط. [ س َ ق ِ ] ( ع ص، اِ ) کسانی که از یمامه خواربار آرند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ج ِ ساقط. ( دهار ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با سواقط

💡 و بايد دانسته شود كه خلقت عالَم و ارسالرسل و انزال كتب از براى وجود اين طايفه است كه تجافى ورزيده اند از دنيا به چرب وشيرين او فريفته نشده، دار بقا را مرجع خود قرار داده اند و مابقى را اعتنايى نيست مگراز براى تعمير دنيا و زيست اين طايفه. (( كما فى الخبر: الناس ‍ ثلاثة عالم و متعلم وغثاء (260)، كه سواى اين دو فرقه را به غثاء كه خاشاك و كف روى سيلاب است،تعبير فرموده اند كه هيچ منفعت در آن متصور نيست، سواى سوختن. و در حديث ديگر بههِمَج تعبير نموده اند و در حديث ديگر به سواقط.

لیسنه یعنی چه؟
لیسنه یعنی چه؟
سراسیمه یعنی چه؟
سراسیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز