سنینه

لغت نامه دهخدا

( سنینة ) سنینة. [ س َ ن َ ] ( ع اِ ) ریگ دراز. ج، سنائن. ( مهذب الاسماء ). ریگ توده بلند و دراز. ج، سنائن. ( آنندراج ). || باد. || همزاد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

جمله سازی با سنینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابو سنینه در سال ۱۹۹۳ به استخدام اوقاف درآمده و مسجد الابراهیمی در «کهف البطریرک» را مدیریت می‌کرد. گروه‌های یهودی به استخدام وی در این موضع اعتراض کردند؛ او لیست جنبش فتح را در انتخابات محلی فلسطینی در سال ۲۰۱۷ نمایندگی می‌کرد.

💡 اسم ابو سنینه در بین محکومین به «تهاجم الخلیل» در سال ۱۹۸۰ بود.

💡 تیسیر ابو سنینه درگذشته استاد ریاضیات بوده‌است و از دانشگاه الاردنیه در امان فارغ‌التحصیل شده‌است.