سنگبار

لغت نامه دهخدا

سنگبار. [ س َ ] ( اِ مرکب ) سنگلاخ. || سنگستان. || سنگ باران. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با سنگبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولى معناى معروف آن كشتن به وسيله سنگباران است، و كلمه (هجر) به معناى ترك وجدايى است، و كلمه (ملى ) به معناى روزگارى طولانى است.

💡 همان چشم حسودان بر ندارد سر زدنبالم اگرچه شیشه من توتیا از سنگباران شد

💡 بی‌لبت شد سنگباران بر لب پیمانه‌ها می‌پرستان خاک می‌لیسند در میخانه‌ها

💡 کاسه گو خود را اگر دادی به سگبانش سپهر او کنون این نه قرابه سنگباران کرده بود

💡 ساختمان برج ها و دژها طورى ساخته شده بود كه ساكنان آنان بر بيرون قلعه كاملاتسلط داشتند و با منجنيق و ابزارهاى ديگر مى توانستند مهاجمان را سنگباران كنند.

💡 (سنگ هايى كه ) نزد پروردگارت نشاندار بودند، و اين (كيفر سنگباران ) از (ساير)ستمگران (و فاسدانى كه در خط قوم لوط باشند،) دور نيست.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز