سنگ فلاخن

لغت نامه دهخدا

سنگ فلاخن. [ س َ گ ِ ف َ خ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که در فلاخن گذاشته درهوا اندازند و این عمل اکثر برای پرواز جانورانی است که بر درختان بارور نشیند. ( آنندراج ):
راست چگونه شودت کار چو گردون
راست نهاده ست بر تو سنگ فلاخن.ناصرخسرو.نیم سنگ فلاخن لیک دارم بخت ناسازی
که بر گرد سر هر کس که گردم دورم اندازد.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سنگی که در فلاخن گذاشته در هوا اندازند و این عمل اکثر برای پرواز جانورانی است که بر درختان بارور نشیند.

جمله سازی با سنگ فلاخن

💡 اگر ترگ و خود ار سپر یافتند به سنگ فلاخن همی کافتند

💡 مرا چو سنگ فلاخن در افکند ببیابان پی عناب مخلد سوی بلای مؤید

💡 شهاب ثاقب، از دامان افلاک فرو افتاد، چون سنگ فلاخن

💡 به سنگ فلاخن ز صدگام خوار بدوزند در خره میخ استوار

💡 دشمن خود را نمی‌خواهیم سرگردان سلیم شیشهٔ ما گریه بر سنگ فلاخن می‌کند

💡 بخستند از ایرانیان بی شمار به سنگ فلاخن در آن کارزار

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز